|
دخترا هم که اصلا بحثی توش نیست ...به جز موارد نادری که فکر می کردن تو دختری یا به نظر میاد آدم خوبی باشی!!!(به کلمه ی نظر دقت شود!!!) یا معنی آیدیتو می خوان بپرسن(عجب ذهن فعالی!!!) یا.... باید تو بری دنبالشون و pm بدی.... حالا میرم سراغ اون دسته ای که گفتن براشون مهم نیست تو جنسیتت چیه!!!(اصولا کسایی که این حرفو میزنن اکثرا آقا تشریف دارن چون خانم ها فضو...(کنجکاو) تر از این حرفا هستن وخیلی زود می خوان برن سر اصل مطلب!!!)اما آقایون اونایشون که خیلی صبورن اگه بدونن که دیگه موقعیت چت دیگه ای با طرف پیش نمیاد از طرفی از مصاحبت با طرف لذت بردن اگه شده طرفو تا صبح هم نگه دارن تا نفهمن طرف کیه و چه کارست دست بردار نیستن(اینو خودم با تمام وجود حس کردم)باز 100 رحمت به همون خانم ها که حداقل از همون اول موضعشونو مشخص می کنن. آره دیگه حالا آقا بعد از فهمیدن: 1.اگه پسر بود وبعد از کلی کل فهمیده باشه:میمردی زودتر بگی؟؟؟خیلی مسخره ای آقا شما بیماری ،سادیسم داری،مردم آزاری،امید وارم به سزای اعمالت برسی (این آقا واقعا مودب تشریف دارن ونمونه بسیار نادر چت که دیگه الان نسلش منقرض شده) 2.اگه دختر بود بعد از کلی کل:ببین عزیزم (این کلمه به صورت کاملا نا گهانی گفته میشه توجه داشته باشید که طرف اصلا قصد و منظوری ندارد) برایه من از همون اولشم فرقی نداشت،باور کن عزیزم!!!میدونی الان آره همین الان یه جوری شدم،راستی قبلش یه چیزی یادم رفت بگم من از عشق و عاشقی حالم بهم می خوره تو چطور؟؟؟عزیزم. (از اونجایی که دختری بتونه طرفو انقد بزاره سر کار و نگه دختره یا پسر صرفا واسه تفریح اومده چت...حتما یا حداقل تو محیط چت واسش عشقو عاشقی خنده داره) و بعد شروع میکنه از خصوصیا تش گفتن که البته همشونم عا لیه (جالبه که همشونم یه سری از خصوصیات مشخص رو دارن مثلا از دروغ بیزارن(اگه این دروغ گفتنو از آقایون بگیری دیگه هیچکدوم کارشون پیش نمیره اونوقت اول از این صفت مایه میزارن(عجب اعتماد به نفسی؟)انگار همشون با هم به این نتیجه رسیدن که این خصوصیتا ذاتیه و تو وجود همشون هست و یه جمله بسیار جالب هم که میگن اینه که من با همه فرق دارم،خیلی خوبم، عزیزم تو چقدر شانس داری....) که گفتی تو هم بدت میاد آره؟؟؟چرا عزیزم؟؟؟زندگی بدون عشق که نمیشه....(همین آقایی که دم از انزجار و حتی تنفر از عشق میزد حالا شده مدافع سر سخت عشق!!!) بعد شروع میکنه از عشق گفتن و اینکه چقدر لذت بخشه و.... بعد از عقایدش میگه..... بعد به دختره میگه که تو هم بگو....(دختره هم میگه...اینجا دختره ممکنه یه کم عوض شه (_نمی دونم البته چون سخت پا داده یه کم باید مخش تلیت شه که تا حالا شده پس حق داره بیچاره) بعد به این نتیجه میرسن که چقدر تفاهم دارن،عجب روزگاری کی باورش می شد من زندگیمو،همه ی کسمو،عشقمو(!!!!!!!....)تو چت پیدا کنم عزیزم از همون بار اولی که منو پیچوندی یه حسی بهم گفت که از دستش نده ....میدونی عزیزم من تا حالا به هیچکی نگفتم دوست دارم آخه می دونی من خیلی مغرورم....عزیزم....هستی؟؟؟ با توامااااااااااااا.....هویییییییی.....BUZZ + نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 8:56 توسط بی احساس |
خوب هنوز ۲ دقیقه هم از زدن پست پایین نگذشته بود که یافتمش!!!
ما اینیم دیگه این روزا تقریبا کارم شده این که هر روز ساعت 7 از خواب پاشم،برم سراغ کامپیوتر و بعد کانکت،اولین جا هایی که می رم اول وبلاگمه و بعد مسنجر.... بعدشم شروع می کنم به سرچ کردن از وبلاگ گرفته تا چیزایی که مر بوط به درسمه،حالا این وسطا شاید یکی هم on بود و اومد و یه گپی زدیم،اگه طرف دختر باشه که چه بهتر و اگه پسر باشه و بدونه که من دخترم یه کم سر به سرش می زارمو بعدشم پشیمون از اصل چت!!! نمی دونم خاصیت این چت چیه ؟؟؟ یا آدما سر کار میزارن یا سر کار می زاری....تو این محیط مجازی باید ساده نباشی و گرنه کلاه سرت میره... من از اون اولی که وارد این دنیا یه مجازی شدم خیلی احتیاط کردم،از همون اولش فهمیدم که محیط چت ،مخصوصا واسه ما ایرانیا محیط مناسبی نیست(حالا بماند که این روزا دیگه فقط بچه شیر خواره ها پاشون به این محیط باز نشده که اونم بعید نیست تا 2 سال دیگه) آره داشتم می گفتم(یعنی می تایپیدم) خیلی زود به این نتیجه رسیدم که با اسم پسر چت کنم!!!چرا؟؟؟ چون اگه طرف پسر بود و البته یه کم حالشم خوب نبود و به قول خودش دنبال پایه بود!!!(تو چت؟؟؟)بعد از پرسیدن سوال معروف m/f اگه بهش بگی :m یهو میبینی که مثل به قول معروف جن بو داده در میره...بعضی هاشونم گیر میدن باید خیلی رسمی بگی:بابا جون من عمو ام دست بردار(اینو یکی از bf اینترنتی هام یادم داد البته فکر می کرد من واقعا عمواماااااااا) با گفتن این جمله طرف حساب کار میاد دستش،اونم به همون شیوه میزاره میره.... و تنها کسی می مونه که بگه براش مهم نیست تو کی هستی و بهتره آشنا تر شیم که اینم باز حالت هایه خاصه خودشو داره (میگم عجله نکن) + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 8:1 توسط بی احساس |
کلی نوشته بودمااااااااااااا ولی پرید.....چه جوری؟؟؟ بر سر یه فضولی(شعر گفتم عزم را جزم کرده و تصمیم گرفتم خودم یه ویندوز نصب کنم....واین شد که فایلم پریدو من موندم تو خماریش + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 7:54 توسط بی احساس |
سلام من می خوام در مورد چت و خاصیتاش و آدمایی که تو شن حرف بزنم. اگه موافق حرفام بودین می تونین نظرتونو بگین.....همینطور مخالف... من آدم انتقاد پ + نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386 9:8 توسط بی احساس |
|
| ||||||